گزیده ها
گوی قبولی

"گوی قبولی"

نظامی در آنجا که پیامبر اکرم را با دیگر انبیای عظام از آدم تا عیسی مقایسه کرده
و وجه اینکه چرا هیچ یک از پیامبران به مقام اکمل رسول اکرم نرسیدند گوید
که هریک به نقصانی از کمال قبول فرو ماندند
و گوی قبولی یعنی مقام جامعیت تنها نصیب رسول خاتم گردید،

«در زیر نگاه خداوند»

الم یعلم بان الله یری
آیا نمی داند که خداوند می بیند؟
چه پرسش و خطاب جذاب و شیرینی است، گویی نازنینی از پشت شما را در آغوش می گیرد و می پرسد اگر مرا شناختی؟ آری خدواند می فرماید مرا نمی بینی که پیش روی تو ایستاده ام و از پنجره هر ذره ای
تو را مشاهده می کنم؟ این شرم حضور است که می تواند نگهبان ما از هر بدی باشد. این احساس حضور است که فضیلت حیا و آزرم را می آفریند، که هان هوشیار باشید:

«عشق همه چیز است»

اينكه عشق همه چيز است
همه آن چيزي است كه از عشق مي دانيم
و همين ما را كافي است
بار كشتي بايد به قدر گنجايش آن باشد

«شاهد هرجایی»

مشرق و مغرب هردو از آن خداست
‍‍‍‍‍‍پس شما به هر جانب روی کنید
روی خدا همانجاست
همانا که خداوند را ملکی وسیع

«دین و دیانت»

آنگاه کاهنی کهنسال گفت ما را از دین و دیانت سخنی بگوی.
پیامبر گفت: آیا من امروز از چیزی جز دیانت سخن گفته ام؟
آیا دین جز همان اندیشه ها و کردارهای ماست؟
و آنچه از دیانت که اندیشه و کردار نیست، آیا غیر از شگفتی و اعجابی است که

«سیر و سلوک ترسا»

این کتاب داستان مردی را در پیش چشمان شما تصویر می کند
که در جستجوی سعادت ابدی است
نشان می دهد که او از کجا آمده و به کجا می رود
چه کاری می کند و از چه کاری دست می کشد

«آموختن»

آنگاه آموزگاری برخاست و از آموختن پرسید.
پیامبر گفت: هیچکس نمی تواند شما را چیزی بیاموزد
مگر آنچه را که نیم خواب در فجر آگاهی شما آرمیده است.
آموزگاری که در سایه معبد میان پیروانش قدم می‌زند