گزیده ها

«روزۀ خیام، حماسه انسانی»

این دنیای خاکی
و آن هفت سیاره افلاکی
بلکه افق فرازین آفرینش
در پیش من سر فرود می‌آورند

«عشق به خویشتن، عشق به همگان»

بگذار ابلهان و بیخردان
بر گونه های "حکومت" و نامها که بر آنها نهاده‌اند
باهم به کشمکش برخیزند،
اما آن گونه که بهترین شیوه

«کشتی نوح» 

حافظ از دست مده دولت این کشتی نوح
ورنه طوفان حوادث ببرد بنیادت
حافظ
□ کشتی نوح حلقه مردان خداست که هرکسی با ایشان نشیند از غرقاب کثرت و طوفان حادثات در امان ماند. خطاب حافظ به ظاهر با خویشتن است اما بدین بهانه که با خویش سخن می گوید، همگان را به کشتی نوح رهنمون شده است و به حقیقت کشتی نوح خود حافظ است و ادبیات قدسی و روحانی شاعران و بزرگان جهان.

«جذبه‌های صورت و معنی»

اگر ماهرویان چشمهای خود را
به طنّازی و دلبری
در چشمخانه بگردانند
طرفی نخواهند بست

«پندهای گران‌سنگ»

خود را آخرین کس دوست بدار
و آن دلها را که از تو بیزارند
به دلجویی و دلداری
از خود شاد کن

«با حوران و دیوان»

راست و یکدل و یک‌دست باید بود
اما نه با همه کس
از آنکه برخی مردمان
صداقت و اخلاص را برنمی تابند

«جزیره سبز»

بی گمان باید
که در دریای ژرف و پهناور رنج و محنت
جزایری بر سر راه باشند تا ملاحان خسته در آنجا بیاسایند
وگرنه دریانورد فرسوده و رنگ‌پریده