|
طعام فرهنگي ( 10 )
■ آيه ای از قرآن:
ان الله يأمر بالعدل والاحسان وايتاء (1) ذی القربی(2) و ينهی عن
الفحشاء(3) والمنكر والبغی(4) يعظكم لعلكم تذكرون ( آيه90 ، از سوره نحل )
همانا كه خداوند آدميان را به عدل و احسان امر می كند و به ادای حقوق
خويشان و نزديكان دستور می دهد و نهی می كند از آنچه در بدی آشكار است و
آنچه دلها آن را انكار می كنند و از ظلم و تعدی به حقوق ديگران، اينها
موعظه الهی است، باشد كه متذكر شويد.
ادب شناسان پيشين گفته اند كه اين آيه از معجزات صنعت ايجاز(5) است زيرا در
كمترين كلام همه موعظه ها و اوامر و نواهی الهی را جمع كرده است .
■ نصايحی از نظامی:
عـمر بــه خــوشنـودی دلهـا گـذار
تـا ز تـو خـوشنـود شود كـردگـار
سـايه
خــورشيــد ســواران طلـب
رنـج خـود و راحـت يـاران طـلب درد ستـانـی و
كــن درمــان دهـی
تات رسـانند بـه فـرمــانــدهــی گرم شو از مهر و ز كين
سـرد بـاش
چون مه و خورشيد جوانمرد بــاش هـر كـه به نيكی عمل آغـاز كــرد
نـيكی او روی بــدو بــاز كـــرد گـنبد گــردنــده ز روی قــيــاس
هسـت به
نيـكی و بـــدی حق شـناس
■ قطعه ای از مولانا:
عاشقــان را شــد مدرس حسـن دوسـت
دفــتر و درس و سبقـشان(6) روی اوسـت خــــامـشــند و نعــره تـكــــرارشــان
مــی رود تـا پـيـش تـخــت
يـارشـــان درســشان عشــــق و جنـــون و ولـولـه
نـــی زيـادات(7) اســت و
باب سـلسلــه(8) سـلـســله اين قـوم جــعـد مـشـــگبـار
مـســألــه دور(9)
اســـت امـــا دور يــار
■ چند ضرب المثل حكيمانه از سعدی:
خبری كه دانی دلی بيازارد ، تو خاموش تا ديگری بيارد .
كار ها به صبر برآيد و مستعجل به سر درآيد .
ده درويش در گليمی بخسبند و دو پادشاه در اقليمی نگنجند .
هـر كـه با فـولاد بازو پنجه كــرد
سـاعـد سيمــين خــــود را رنجـه كـرد
درخت تو گر بار دانش بگيرد
بــه زيـــر آوری چــــرخ نيــلوفــری را
(ناصر خسرو )
■ يك رباعی از خيام:
از دی كه گذشت هيچ از او ياد مكن
فردا كـه نيامـده است فرياد مكـن
بـرنـامـده و گـذشتـه بـنياد مكن
حـالی خـوش باش و عمر بر باد مكن
■ دو ترانه از باباطاهر:
يكی برزيگرك نالان در اين دشت
به خون ديدگان آلاله می كشت همی كشت و همی
گفت ای دريغا
بـبايد كشـتن و هشـتن در اين دشـت
خوشا آنان كه پا از سر ندونند
ميان شعله خشك و تر ندونند كنشت و كعبه و
بتخانه و دير
ســرايي خــــالي از دلــبر نـــدونند
.....................................................................................................
(1) ايتاء : آوردن ، عطا كردن ، (2) ذی القربی: دارای نزديكی ، يعنی
خويشاوند ، (3) فحشاء : آنچه آشكار است در بدی ، (4) بغی : ظلم ، تجاوز به
حقوق ديگران ، سركشی و طغيان ، (5) ايجاز : آوردن لفظ اندك برای معنی بسيار
، (6) سبق : لوح ، كه در قديم روی آن می نوشتند و پاك می كردند به سبب
كمبود كاغذ ، (7) زيادات : اشاره به يك برهان فلسفی است در ابطال نامتناهی
، (8) سلسله : اشاره به برهان فلسفی در بطلان تسلسل ، (9) دور : گشتن ،
رجوع كردن به اول و در فلسفه بدين معناست كه علت الف را ب گويند و علت ب را
همان الف معرفی كنند. خلاف تسلسل كه گويند الف معلول ب است و ب معلول ج و ج
معلول دال الی غير النهايه و اين هر دو يعنی دور و تسلسل باطل است زيرا
مجموعه بدون علت می ماند.
|