طعام فرهنگي ( 19 )

■ آيه اي از قرآن:
لقد خلقنا الانسان في احسن تقويم ( آيه 4 ، سوره زيتون )
همانا كه ما انسان را در نيكوترين انسجام و تناسب آفريديم


■ حماسه انسان از نظامي:
 تو پنداري كه تو كم قدر داري
 تويي كز جمله عالم صدر(1) داري

 دل عالم تويي در خود مبين خرد
 بديـن همــت توان گـــوي از جـهان بـرد


■ حكايتي از سعدي:
 كسي ديد صحراي محشر(2) به خواب
 مس تفته روي زمين ز آفتاب

 همي بر فلك شد ز مردم خروش
 دماغ از تبش مي بر آمد به جوش

 يكي شخص از اين جمله در سايه اي
 به گردن بر از خلد(3) پيرايه اي

 بپرسيد كاي مجلس آراي مرد
 كه بود اندر اين مجلست پايمرد(4)

 رزي(5) داشتم بر در خانه ،گفت
 به سايه درش نيكبختي بخفت

 در اين وقت نوميدي آن مرد راست
 گناهم ز دادار(6) داور بخواست

 كه يارب بر اين بنده بخشايشي
 كـــز او ديـــده ام وقـــتي آســــايــشي  (بوستان)

 
■ ناز و استكبار عشق:
عشق را صد ناز و استكبار(7) هست
 عشق با صد ناز مي آيد به دست

 تو به يك خاري گريزاني زعشق
 خـــود بـــه جز نامي چه ميــداني زعشق (مولانا) 


■ از نصايح حافظ:
 نصيحتي كنمت بشنو و بهانه مگير
 هر آنچه ناصح مشفق بگويدت بپذير

 ز وصل روي جوانان تمتعي برگير
 كه در كميـــنگه عــمر است مكر عالم پير

آسايش دو گيتي تفسير اين دو حرف است
 با دوســـــتان مروت ، با دشمـــنان مدارا

گوشوار در و لعل ارچه گران دارد
 گوش دور خوبي گــــذران است نصيــحت بشنو


■ حكايتي از گلستان:
 پارسايي را ديدم بر كنار صحرا كه زخم پلنگ داشت و به هيچ دارو به نمي شد و مدتها در آن رنجور بود و شكر خداي عزو جل علي الدوام گفتي پرسيدندش كه شكر چه مي گويي ؟ گفت شكر آنكه به مصيبتي گرفتارم نه به معصيتي


............................................................................................................
(1) صدر : بالاي مجلس ، مهمترين و بالاترين مقام ، (2) صحراي محشر: صحراي روز قيامت ، (3) خلد : بهشت ، ( 4) پايمرد : دستگير، كمك كننده و ياري دهنده ، (5) رز : درخت انگور ، (6) دادار : خداوند ،(7) استكبار : غرور و بزرگي