فرازهایی از کلام استاد

ما بي دين بدنيا نيامده ايم تا ديني اختيار كنيم بلكه هر انساني با عشق به زيبايي و دانايي و نيكويي به دنيا مي آيد و رشد مي كند و اگر از صراط مستقيم فطرت دور نشود با همان عشق به راه هدايت مي رود. 

(كيميا ۱۱– ص ۱۶)

1

با نگاه دقیق تر می توان گفت که کارها به دنیوی و اخروی تقسیم نمی شود بلکه انسانها هستند که اگر روی در آخرت داشته باشند و مقصودشان از هرکار نیل به کمال نفس ناطقه آنها باشد همه کارهایشان از خورد و خواب ، خرید و فروش و زناشویی و شغل و حرفه و کار همه امور اخروی است و اگر آدمی روی در دنیا کرده باشد و دنیا را مطلوب مقصود نهایی خود داند همه کارهایش دنیوی است از نماز و روزه و حج و جهاد و تحصیل علم و غیره. 

(در صحبت قرآن – ص ۵۲)

2

 توكل كردن تكيه كردن است بر كسي يا چيزي كه به درستي و استواري آن اطميناني است. 

( در صحبت قرآن – ص ۳۰۹)

3

 ذكر يا عليم اين است كه به كار دانايي پردازند و بكوشند تا پرده ناداني را بدرند و چراغي از دانش بر افروزند و پيش پاي مردمان نهند .

 

(مقالات-ص ۱۵۴) 

4

احمد از جانستان سرمد خبر مي دهد تا مردمان از غم اين جان عاريت وارهند. جانها از عدم نيامده اند كه به عدم بازگردند، اگر خاك به خاك مي رود پاك نيز به پاك بازمي گرددو جان همان كبوتري است كه از زمان و مكان و جهت و آشيان مبراست.بدين نگاه است كه آدميان مي توانند با رقص و آواز ، شادي كنان ازاين گذرگاه بگذرند.

(در صحبت قرآن – ص سی ویک)

5

زهد و گوشه نشيني و رهبانيت و امثال آن در اسلام به صراحت منع شده است، چنان كه در قرآن آمده است رهبانيت براي مسيحيان فرمان الهي نبوده است بلكه اين بدعتي بوده كه در دين آوردند و مورد پسند خداوند نبود و در روايات شيعه مكرر آمده است كه زاهدترين مردم آن است كه از حرام پرهيز كند و عابدترين مردم آن است كه فرايض را انجام دهد. بنابراين انجام مستحبات و ترك مكروهات شخص را عابدتر و زاهد تر نمي كند.

(متون عرفاني به زبان فارسي– ص277)

6

آنچه بر ما از سختيها و رنجها نازل مي شود به فتواي خود ماست. خود چنين خواسته ايم و خود خويشتن را چنين پاداش داده ايم.

(متون عرفاني به زبان فارسي– ص277)
 

7

خيام از رندان و قلندران سر فراز عالم است به همان معني بلند كه حافظ و مولانا و سنايي و عطار بودند و نسبت كفر و انكار و سرگرداني و حيراني به آن بزرگ روا نيست. رباعيات خيام عموما از رايحه عالم روحاني و مشك معاني قدسي آكنده است.

(متون عرفاني به زبان فارسي– ص274)

8

ناز و كرشمه معشوق و جور و جفاي او و بد عهدي و بي وفايي كه گاه شاعران غنايي به او نسبت مي دهند، آزمونهاي الهي است كه به دست شيطان انجام مي شود و رندان و زيركان از اين نازها و آن جفاها كه به دنبال مي آيد ميدان را خالي نمي كنند و همچنان به پايداري و حفظ عهد مي كوشند.

(متون عرفاني به زبان فارسي– ص162)

9

در اين جهان همه زيباييها و خوبيها و داناييها به منزله نسيم خوشي از عالم غيب هست كه هر يك ما را به نوعي بر مي شوراند و خاطره اي را در دل زنده مي كند.

(متون عرفاني به زبان فارسي– ص149)

10