گزیده ها
«این سقف بلند سادۀ بسیار نقش»

«این سقف بلند سادۀ بسیار نقش»

 چیست این سقفِ بلندِ سادۀ بسیار نقش
زین معمّا هیچ دانا در جهان آگاه نیست
بر سنگ مزار کانت نوشته شده است: " دو چیز هست در آفرینش که هر چه در آن بیشتر بیندیشند بر حیرت افزون می شود: یکی آسمان پر ستاره که بالای سرماست و یکی قانون اخلاقی که در دل ماست. " 
حافظ در اینجا به معمای آسمان اشاره می کند و در بسیاری ابیات نیز از قانون اخلاقی که همان وجدان و نفس آگاه ماست سخن گفته است:

«رسالت شاعر»

ای شاعر، قدم بردار و پیش رو
و ژرفای این شب سیاه را بپیمای
و با صدای مطمئن ما را
به شادی و وجد و رقص فرا خوان.

«معجزه»

عجب دارم از مردمانی که معجزه را انکار می کنند،
در حالی که من در جهان جز معجزه هیچ نمی بینم،
خواه در خیابانهای " مَنهَتَن" راه برم،
یا نگاهم را از سقف خانه ها به آسمان بیندازم،

«خطا بر قلم صنع»

پیر ما گفت خطا بر قلم صنع نرفت
آفرین بر نظرِ پاکِ خطاپوشش باد
این بیت صدها سال است که پس از حافظ در محافل ذوق و ادب، معرکۀ جدال و عرصۀ قیل و قال بوده است. 
روشنفکرانی که حافظ را عارف نمی شناسند بلکه عرفان را به چیزی نمی شمرند و بر آنند که

«رقص آسمانی»

نماز یک رقص الهی است
و یک سماع آسمانی است
نجوایی است لطیف با عالم غیب
گفت و شنودی پر رمز و راز میان آفریده و آفریدگار

«گفتم گفت»

گفتم غم تو دارم گفتا غمت سرآید
گفتم که ماه من شو گفتا اگر برآید
گفتم زمانِ عشرت دیدی که چون سرآمد؟
گفتا خموش حافظ کاین غصّه هم سرآید

«فرشته» 

حکایت کرده اند کسی فرشته ای را در اطاقش دید
و از او پرسید:
من کی به سعادت می رسم؟
فرشته گفت: