گزیده ها
«ساحت اسرار عشق»

«ساحت اسرار عشق»

افشای راز خلوتیان خواست کرد شمع
شکرِ خدا که سرِّ دلش در زبان گرفت
حافظ
شمع در سودای آن بوده است که اسرار خلوتیان عشق و رازهای غیبی ایشان را بر زبان آورد 

 «گل و گلاب»

در کار گلاب و گل حکم ازلی این بود
کان شاهد بازاری، وین پرده نشین باشد
حافظ
خداوند هستی چنین تقدیر فرموده است که

 « درویش صفت باش و کلاه تتری دار »

«درویش صفت باش و کلاه تتری دار»

حافظ خودبینی را که مذهب هفتاد و دو ملت است عین کفر دانسته و آن را در چهره های گوناگون معرفی کرده است. یکی از رمزهای خودپرستی"دلق" و "خرقه" و "سبحه" و "سجاده" است که اغلب دام صید عامیان و حجاب حرص و آز مدّعیان معرفت بوده است:
به زیر دلقِ ملمّع کمندها دارند
درازدستیِ این کوته آستینان بین
حافظ

«حس نا محسوس»

شاعران شعوری مرموز و حسّی نامحسوس دارند
و آتشی در دل هایشان زبانه می‌کشد
که تا آسمان پیش می رود
و ایشان را با فلک و ملک دمساز و همراز می کند.

 «پیمانه معنی»

«پیمانه معنی»

گفت نحوی زیْدُ عَمرواً قَدْ ضَرَب
گفت چونش کرد بی‏ جُرمی ادب‏؟
عَمرو را جُرمش چه بُد کان زیدِ خام
بی‏ گناه او را بزد همچون غلام؟

«تنهایی و مصاحبت»

جاناتان سوییفت نویسنده معروف داستان  " سفرهای گالیور "
در یکی از مقالات خود گفته است:
زندگی خود را به دو بخش تقسیم کنید:
تنهایی و مصاحبت؛

 «نَقد و نَقل»

«نَقد و نَقل»

سخن ما همه نقد است و سخنهای دیگران نَقْلست، و این نَقْل فرع نَقد است.
نَقد همچون پای آدمیست و نَقْل همچنانست که قالب چوبین بشکل قدم آدمی.
اکنون آن قدم چوبین را از این قدم اصلی دزدیده اند اندازۀ آن از این گرفته اند.
اگر در عالم پای نبودی ایشان اين قالب را از کجا شناختندی.