گزیده ها

«عادات و رفتارهای اجتماعی»

آن یکی دباغ در بازار شد
تا خرد آنچه ورا در کار بود
چونکه در بازار عطاران رسید
گشت بی هوش و بیفتاد و خمید

«شکوه عشق»

چقدر شکوهمند است که آدمی معشوق باشد، و بر کرسی ناز بنشیند
و چقدر با شکوه تر است که آدمی عاشق باشد، و در محراب نیاز زانو بزند
عشق آدمی را قهرمان می کند
و عاشق از هیچ چیزی مرکب نیست مگر آنچه پاک و پالوده است

«شاهد سعدی»

نه صورتی است مزخرف سرودۀ سعدی
چنانکه بردر گرمابه می کند نقّاش
که برقعی است مرصّع به لعل و مروارید
فروگذاشته بر روی شاهد جماش

«داستان نخجیران»

داستان نخجیران یا حکایت شیر و خرگوش را مولانا از کتاب کلیله وام گرفته
اما با نَفَس مسیحایی خود آن را جان تازه بخشیده است...
در این داستان در یک طرفِ بحث شیر است که از تفویض و اختیار دفاع می کند
و در طرف مقابل همۀ حیوانات جنگل اند که در موضع دفاع از جبر و قدرند.

«خیر و شر»

می گویند دو خداست
یکی خالق خیر و یکی خالق شر
اکنون تو بنما خیر بی شر
تا مقر شویم که خدای شر هست و خدای خیر

«جهانى در يك دانه شن»

اگر مى خواهى تمامى جهان را در يك دانه شن مشاهده كنى
و تماميت بهشت را در يك گل وحشى بيابى
بايد كه "بى نهايت" را در كف دست نگاه دارى
و "ابديت" را در يك ساعت به زنجير كشى

«بودن یا نبودن- بخش اول»

ببودن یا نبودن، بحث از اين است
آيا عقل را شايسته تر آنكه:
مدام از منجنيق و تير دوران جفاپيشه ستم بردن
و يا بر روي يك دريا مصائب تيغ آهيختن