گزیده ها

«آزمون صبر»

دیر رسیدن یاری خداوند، آزمون ایمان و صبر و پایداری مؤمنان است و در این دیر کرد خود برکت ها و هدیه هاست.
به عذرِ بندگی دیر آمدم دیر
اگر دیر آمدم شیر آمدم شیر
نظامی، خسرو شیرین

«معمای خیال انگیز»

وجود ما معمّایی ست حافظ
که تحقیقش فسون است و فسانه
□سخن این است که وجود آدمی معمایی حل ناشدنی است که هیچ ادیپوسی نمی تواند پاسخ درستی از آن به اسفینکس (Sphinx) که همان ابوالهول است و مظهری از ترس ها و پرسش های هراس آلود ماست بدهد و سبب این است که جوهر ذات آدمی روح و نفس الهی است، که همچون ذات خداوندی، مجهولِ ابدی است.
برگرفته از کتاب " در صحبت حافظ "

«ای ستمگر فلک»

ناصر خسرو در قصیده ای به مطلع زیر گفت و گویی با روزگار و به تعبیر دیگر، با مرگ دارد:
ای ستمگر فلک ای خواهرِ اهریمن
چون نگویی که چه افتاده تو را با من
نرم کردستیم و زرد چو زردآلو

«زخم پذیر و رویین تن»

آن کس که حق با اوست
عریان و بی حفاظ چنان است
که گویی جوشنی از پولاد بر تن دارد،
و آن کس که حق با او نیست

«عبادت»

عبادت، در معنی حقیقی، هموار کردن راه است بر عبور مشیت الهی و چون مشیت الهی جز بر خیر و کمال و حقیقت نمی رود باید مردمان چنان باشند که وقتی مشیت پروردگار بر ایشان وارد می شود هیچ مانعی بر سر راه آن نگذارند 
و هیچ سنگی در راه آن نیندازند. چنان که وقتی حقیقتی بر کسی آشکار می شود که به عمرو مدیون است و نسبت به زید وظیفه ای دارد یا سخنی یا صورتی در عالم هنر یا علم به او الهام می شود باید همه قوای او راه را بر قبول این حقیقت و عمل کردن بر طبق آن هموار کنند.
برگرفته از کتاب " در صحبت قرآن "
به قلم حسین الهی قمشه ای


«اعجاز موسیقی»

موسیقی می تواند دلهای بیمار را شفا بخشد
و خاطرۀ غمها و غصه های ژرف را چون خار از باغ دل برکند
و رنجها و محنتهای مکتوب بر صفحه ذهن را بزداید
و سینه آدمی را با تریاق شیرین فراموشی

«مرگ هر کس از من کاهد»

مرگ هر کس از من کاهد
زیرا من در جملۀ بشریت حضور دارم؛
از این رو هرگز کسی را مفرست تا بپرسد:
زنگها برای که به صدا در می آیند